صبح روز گذشته پهنه رودکی شاهد یکی از غم‌انگیزترین وداع‌های جامعه تئاتر ایران بود. 

هنرمندان و دوستداران زنده‌یاد هادی مرزبان، کارگردان و بازیگر پیشکسوتی که نامش با ماندگارترین اجراهای تالار وحدت گره خورده‌است، پیکر او را به سمت خانه ابدی‌اش بدرقه کردند. بدین‌ترتیب، پیکری که سال‌ها با عشق به هنر نمایش زیسته بود، بار دیگر به این تالار آمد؛ اما این بار نه برای تمرین و اجرا، که برای خداحافظی ابدی با صحنه‌ای که خانه هنری‌اش بود.
به گزارش اطلاعات، از نخستین دقایق مراسم، جمع گسترده‌ای از هنرمندان، شاگردان، دوستداران تئاتر  و مسئولان فرهنگی از جمله مهدی احمدی سرپرست معاونت هنری، نیکنام حسینی پور مدیر روابط عمومی وزارت ارشاد، رضا مردانی مدیر کل هنرهای نمایشی، مجید مظفری، اکبر زنجان پور، ایرج راد، فرهاد آییش، مائده طهماسبی و ... در فضای ‌آلوده و سرد تهران گرد هم آمده بودند تا واپسین بدرقه کارگردانی را انجام دهند که بسیاری او را از ستون‌های استوار تئاتر معاصر ایران می‌دانند. بعد از تلاوت کلام الهی و آغاز رسمی مراسم، فریدون محرابی با شعری از احمد شاملو، برنامه را شروع کرد و سکوت سنگینی بر جمع حاکم شد؛ سکوتی که فقط با روایت خاطرات و تجلیل از مرزبان شکسته می‌شد.
تئاتر را زندگی می‌کرد
نخستین سخنران مراسم، علی نصیریان بود؛ هنرمندی که سال‌ها مرزبان را نه فقط به‌عنوان همکار، که به‌عنوان یکی از نیروهای مؤثر در جریان‌سازی تئاتر ایران می‌شناخت. نصیریان با یادآوری روزهای فعالیت مرزبان پیش از انقلاب، او را کارشناس میدانی تئاتر در شهرستان‌ها توصیف کرد؛ کسی که «به جوانان خدمت می‌کرد» زیرا تئاتر را «جراحی انسان» و ابزاری برای بهبود اجتماع می‌دانست. این نگاه انسان‌محور، بعدها نیز در تمامی کارگردانی‌های مرزبان تداوم یافت؛ از «ملودی شهر بارانی» تا «تانگوی تخم‌مرغ داغ» و مجموعه اقتباس‌هایش از آثار اکبر رادی.
تحلیل آثار مرزبان نشان می‌دهد که او برخلاف بسیاری از کارگردانان هم‌عصر خود، تئاتر را نه محصول، بلکه «فرآیند» می‌دانست؛ فرآیندی که در آن تمرین، پژوهش، گروه و ارتباط انسانی نقش اصلی را ایفا می‌کردند. روح اجتماعی نمایش‌هایش، چه در پرداخت شخصیت‌ها و چه در انتخاب متن‌ها، از این باور عمیق سرچشمه می‌گرفت.
مرزبان و تئاتر ایرانی
سخنان ایرج راد نیز بر وجه دیگری از کارنامه مرزبان تأکید داشت: نقش او در گروه‌سازی و تربیت نیروی انسانی. راد با یادآوری آشنایی‌شان از سال ۴۷، گفت که مرزبان به‌خوبی می‌دانست تئاتر بدون گروه دوام ندارد. همین شناخت، زمینه‌ساز شکل‌گیری گروه‌هایی شد که جوانان آن دوران را وارد کار حرفه‌ای کرد.
مرزبان در کارگردانی، علاقه‌ای عمیق به هویت ایرانی داشت. انتخاب آثار اکبر رادی نیز نه تصادفی، بلکه استمرار همین رویکرد بود. رادی به معضلات اجتماعی، روابط خانوادگی و بحران‌های طبقه متوسط می‌پرداخت و مرزبان با کارگردانی دقیق، روان و مبتنی بر جزئیات رفتاری، این جهان را به صحنه می‌آورد. تداوم اجرای ۱۰نمایشنامه از رادی توسط او نشان می‌دهد که مرزبان چگونه یک زبان نمایشی را تکامل داد و به شکلی ویژه در تاریخ تئاتر ایران ثبت کرد.
در ادامه مراسم، سخنان اکبر زنجان‌پور تصویری صریح‌تر و انسانی‌تر از مرزبان ارائه داد. او گفت مرزبان در سال‌های پایانی عمر از رنج‌هایش سخن می‌گفت؛ رنج‌هایی که محصول بی‌توجهی‌ها و دشواری فعالیت در تئاتر ایران بود. تحلیل وضعیت او در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که بسیاری از کارگردانان پیشکسوت، همین مسیر فرساینده را طی کرده‌اند؛ هنرمندانی که در تولید آثارشان با کمبود بودجه، نبود سالن مناسب و سیاست‌گذاری‌های متغیر مواجه هستند.
اما فرهاد آییش از زاویه‌ای احساسی‌تر به شخصیت مرزبان پرداخت و او را «همواره عاشق» توصیف کرد؛ عاشق هنر، کار و دوستانش. این عشق به تئاتر، سوخت اصلی کارنامه او بود. بسیاری از اطرافیانش گفته‌اند که مرزبان هر روز تا نیمه‌شب درگیر طراحی و بازنویسی و تمرین ذهنی آثارش بود؛ رفتاری که نشان می‌دهد تئاتر برای او شغل نبود، بلکه شیوه زیستن بود.
کارگردان صاحب هویت
به‌عنوان آخرین سخنران، فرزانه کابلی، همسر و همراه هنری او، با بغض گفت:  هادی کشته و مرده تئاتر بود و تا آخرین روزهای زندگی‌اش به اجرای «پریزاد» فکر می‌کرد؛ نمایشی که هنوز آماده صحنه است و چشم‌انتظار حمایت نهادی تا به اجرا برسد.کابلی تأکید کرد: قدر این بزرگان باید دانسته شود. خلاصه زندگی مرزبان این بود که می‌خواست تئاتر این کشور را نجات بدهد.
پس از اقامه نماز، پیکر هادی مرزبان بر دوش هنرمندان و با تشویق و اشک حاضران به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا بدرقه شد. شاید جسم او از تالار وحدت دور شد، اما میراثش کارنامه‌ای است پر از وفاداری به هنر، تلاش برای تربیت نسل تازه و احیای متون ایرانی که همچنان در جریان تئاتر ایران جاری است.
هادی مرزبان رفت؛ اما سبکی از کارگردانی را به‌جا گذاشت که بر اساس احترام به متن، انسانیت در روایت، صداقت در اجرا و ایمان به تئاتر شکل گرفته‌است. این میراث، نه فقط یاد او را زنده نگه می‌دارد، بلکه راهی است که نسل‌های بعدی می‌توانند از آن روشنایی بگیرند. مراسم ختم این هنرمند تئاتر روز شنبه هشتم آذرماه از ساعت ۱۵تا ۱۶:۳۰در مسجد جامع شهرک غرب برگزار می‌شود.
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی